الان تقریبا یک ماهه شبا نمیریم خونه مامان علی جون اینا.... خونه خودمون نت نداره اونجا داشت فقط. واسه همین نمیشد بنویسم یا بهتون سر بزنم.
مامان علی رفت طبقه پایین ماهم تا عید اسباب کشی میکنیم طبقه بالا... رنگ دیوارهاش تموم شده. کابینت و پرده شم و ی کاغذ دیواریش چن روز دیگه آماده ست.
سرگرم جمع کردن وسایلمم. ببخشید نگرانتون کردم دوستای گلم.
راستی چند روز پیش گل پسرم اولین لگداشو زد...قربون پاهای کوچولوش برم.
علی جینگول پینگولیه خودم دوست دالم.
عزیزم...
دلمون تنگ شد عزیزجان....
ووووی قربون پاهای نازش
فدات شم ک مهربونی انقد
ای جانم چقدر دوست دارم این لگد ها رو تجربه کنم
ایشالا بسلامتی اسباب کشیتونم تموم میشه
ایشالا تجربه میکنی موژان جون.
مرسی
عزیییییییییییییزم ای جوووووون
زود بیا خبر بده از خودت
چشم قربااااان
وای النازززز مامان یه پسر کوچولو شدی
به سلامتی ایشالا عزیزممممم...مبارکهههههه
آره یانگوم جونم مگه خبر نداشتی.
ممنونم عزیزم