بیداد عشق من و تو

شنبه 16 آبان 1394

الناز چش شده!؟؟

سلام سلام آی دوس جونا....من النازم دوست شما
چرا اینجوری شدم....چرا کل دیروزو الکی به علی گیر دادمو و گریه کردم...موقع بارداری سرگیجه و تهوع و درد و ...میشه ولی من روحم قاطی کرده...علی ام ناراحت میشه از دستم.
مثلا دلم میخواد فقط خونه خودمون باشم ولی خب این انصاف نیست و من باید هرجور شده با علی جونم شبا پیش مامان مهری بخوابیم...طفلی مادرش گناه داره خب تنها بمونه...یا مثلا دوس دارم همسری کلی تو کارای خونه بیشتر از قبل کمکم کنه...کمکم میکنه ها ولی من بیشتر کمک میخوام... نمیدونم که از یه طرفم نگران نی نیمم. فقط دنبال بهونه میگردم
تا قبل بارداری دلم مسافرت میخواست ولی الان نه اصلا دلم نمیخواد اما علی جون میگه  با مامان مهری بریم سرعین یا قم تا مسیرش برا تو هم زیاد نباشه اذیت شی.
یجورایی از لحاظ روحی خوب نیستم از بس نگران نی نیم  هستم و اینکه موقع زایمانم علی چطور میخواد مدیریت کنه من که اون موقع پیشش نیستم تا از دلتنگی و نگرانی درش بیارم و.... و خیلی حرفای دیگه. مثلا الان چند روزه قرار بود کمکم کنه اتاق خوابو تمیز کنیم دیشب میگه نمیخواد تمیز کنی از این به بعدم سرزده مهمون میارم خونمون تمیزه. نمیدونم شاید کلاسهای بارداری حالمو بهتر کنه. 
!علی عزبزتراز جانم اینارو صرفا برای تخلیه ذهنی نوشتم تا بلکه حالم بهتر شه. پس جون من ناراحت نشو و به روم نیار.
نظرات (16)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
دوشنبه 18 آبان 1394 ساعت 15:37
+ صاحبه
این حالات توو حاملگی طبیعیه، تغییرات هورمونی شدیدتر از دوران پریودیه، این وسط نقش همسرت برای آروم کردنت باید ببشتر باشه خصوصا بعد از زایمان... چون بعد از زایمان حالات افسردگی به زن دست میده و اگه به کمک همسر و نزدیکان رفع نشه برای زن جبران ناپذیر مبشه
پاسخ:
وای بعد زایمان سخت تره پس
دوشنبه 18 آبان 1394 ساعت 12:39
+ توت
چندروز دیگه خوب میشی نگران نباش عزیزم
پاسخ:
مرسی توت جونم فدات
دوشنبه 18 آبان 1394 ساعت 10:38
+ باران
سلاااام
وااای النازم نمیدونی چقدر شوق زده و هیجان زده شدم وقتی اومدم وبت و پست بارداریت رو شنیدددم
عشققق من مبارررکه دنیای جدیدت
ان شالله یه نی نی کوچولوی صالح و خوشگل مشگل و سالم باشه
ای جااااااان
بازم تبببریک
پاسخ:
سلااااام خانم دانشجو...قربونت برم ک انقد مهربونی
ایشالا
فداتشم باران جونم
دوشنبه 18 آبان 1394 ساعت 00:17
+ خآنوم چی
واسه نی نی ما از این اداهااا در نیاراااا ناراحت میشه!
بخند و غذاهای خوشمزه بخور و استراحت کن تا یه نی نی تپل مپل و خوشگل و شاد تحویلمون بدی
اینا همه تغییرات هورمونی و از این چیزاس.. موقع پریودی که چند روزه ما اخلاقمون 180 درجه تغییر میکنه، دیگه حساب کن 9 ماه چقدر تغییر خواهی داشت
واسه نی نی مون اسم انتخاب کردید یا انتخاب کنم؟؟؟
پاسخ:
چشم خاله نی نی گولی
آره ها راس میگی واقفا هم اونجوریه
اسم ک زیاد فک نکردم ولی اینارو دوس داریم:
سبحان. علی. نیاز
یکشنبه 17 آبان 1394 ساعت 21:56
+ سمیرا
ب خاطر تغیراتیه ک تو بدنت ایجاد شده منم اینجور شده بودم فقط میخواستم بایکی دعوا کنم بعد بشینم گریه کنم
ب چیزای خوب فک کن برا نی نی خوب نیس
دکتر رفتی؟ هفته چندی؟
پاسخ:
واقعا. خیلس نگرانم که نکنه کلا اینجوری بمونم.
آره دقیقا اینجوریم.
فردا میرم سونو. دکتر گفت این هفته برم تا معلوم باشه.
یکشنبه 17 آبان 1394 ساعت 20:00
+ خانوم خونه
ای جونم قالبشو ببین.....
مبارک باشه قالب خوشگلت
پاسخ:
قربونت عزیزم
چشات خوشگله
یکشنبه 17 آبان 1394 ساعت 07:23
+ پریسا
سلام عزیزم نبینم ناراحت باشی و گریه کنی واسه نی نی بده
به چیزهای خوب فک کن به نی نی گولی فک کن
پاسخ:
سلااااااام پریساااااجوووووونم
چشم عزیزم
شنبه 16 آبان 1394 ساعت 23:04
+ بانو(:
واااااای الناز الان فهمیدم ما دوتا همسنیم(((((:
خب دخترم بیا ب نن جون بگو چته،اصولی ترش اینه ک بپرسم تو الان چت نیست?آخه مامان ک نباید خسته باشه،مامان فقط باید بخنده تا دل نی نی برا دیدن ملمانش قیلی ویلی بره هی هی و بابای نی نی هی هی عاشق مامان بشه(((:
پاسخ:
واقعا؟؟چه جالب
بانو جون از صبح رو خودم دارم کار میکنم تا شادتر شم...الکی مثلا میخوام متحول شم....حالا یه تغییراتی هم کردما ولی نگرانم که نکنه باز اونجوری بشم
شنبه 16 آبان 1394 ساعت 19:51
+ سمانه
ااااا النازززز عزیزم یکم اروم باش واسه نی نی خوب نیستااااا
من نمیدونم چه توصیه هایی باید بهت بکنم
پاسخ:
اوهوم میدونم
همین ک به فکرمی خودش کلیه سمانه جوووونم
شنبه 16 آبان 1394 ساعت 17:54
+ سهیلا
دمنوش مثل گل گاوزبان و چای میوه و ....
خودتم سرچ کنی بهترمتوجه میشی عزیزم.
پاسخ:
اوکی عزیزم دستت درد نکنه خانومی
قربونت حتما
شنبه 16 آبان 1394 ساعت 12:51
+ خانوم خونه
سلام عزیزم . . . ا من بقربونت بشم از الان که نگران باشی خیلی بد...
اخه تازه اولشه تا .... یه عالمه دیگه مونده خانومی...
نگران نباشه قربونت بشم ...مامان مهربون....وب یکی از دوستامو میزارم بهش سر بزن اونم قراره دومین نی نی ش به دنیا بیاد کلی چیز توو وبش میازاره شاید به دردت بخوره عزیزم
http://ninigolo1393.blogfa.com/
پاسخ:
سلاااااام گلم...اوهوم میدونم
آره عزیزم میخونم وبلاگ گل صحرایی جونو
مرسی از دلداریت گلم
شنبه 16 آبان 1394 ساعت 10:46
+ سهیلا
النازجان اولا که نی نی دارشدنتون هزاران بار مبارک باشه
بعدشم بهرحال بدنت دچار تغییراتی شده و راه خروجی لازم داره که تو سعی کن بیشتر با نوشیدن دمنوشهای گیاهی آرامبخش و بو کردن رایحه های خوش دیدن مناظر زیبا به خودت کمک کنی تابتونی به سلامت این دوره ی پراز استرس رو بگذرونی عزیزم...موفق باشی
پاسخ:
فداتشم عزیزم مرسی
دمنوش چه گیاهی رو بخورم سهیلاجون؟؟
ما فقط شبا بیرون میریم وقت نمیشه روزا بریم...بنظر من روز زیباتره.
مرسی از لطفت گلم
شنبه 16 آبان 1394 ساعت 08:37
+ نیلوفرجون
سه ماه اول بارداری بهتره قید سفر رو بزنی. دکترا اصولا ممنونع میکنن،چون نطفه هنوز جاشو تو رحم پیدا نکرده. بارداری همینه دیگه،کلیتا آدم حساس میشه،روحش لطیف میشه و فوری میشکنه
پاسخ:
مرسی از راهنماییت عزیزم...ایشالا سه ماهم تموم شه خیالم راحت میشه. خیلی سخته آخه
شنبه 16 آبان 1394 ساعت 07:47
+ دختراخمو
عزییییییزم بهت تبریک میگم!!!!!!
پاسخ:
خیلی ممنونم گلم
شنبه 16 آبان 1394 ساعت 06:54
+ سمیرا
همه ی اینا به خاطر همین دوران بارداریته عزیز جان و طبیعیه
پاسخ:
کاش زود تموم شه
شنبه 16 آبان 1394 ساعت 05:56
+ آوا
مبارک باشه خانمی....به خودت روحیه بده نذار بهانه گیری عادتت بشه ، هرچند ی مدته و خوب میشی ...اوایلش و اواخرش همینطوره
پاسخ:
متچکرم آواجوووون
ایشالا زود برطرف شه... واااای آخراشم اینجوری قاطی میکنم!!!!